اخبار مهم
Home / اخبار بورس / «زندگی» با روزی ۱۵۰۰ تومان!
57393664.jpgts1482572343587

«زندگی» با روزی ۱۵۰۰ تومان!

حالا که شما این یادداشت را می‌خوانید، زهرای قصه ما تنها و دورافتاده در کپرش نشسته و رنج‌هایش را یک به یک به حصیرها می‌بافد. حتما تعداد زخم‌های انگشتانش بیشتر شده و سایش حصیر دستانش را زمخت‌تر و مردانه کرده‌ است.

به گزارش گلستان ما به نقل از ایسنا، اگر از هرمزگان به سمت شرق بروی به شهرستان «بشاگرد» می‌رسی؛ نامی آشنا که سال‌هاست با عنوان «محرومیت» گره خورده است. در روستاهای بشاگرد کم‌ نیست تعداد کپرنشینانی که خیلی خوب یاد گرفته‌اند با فقر و نداری بسازند. فقر را هم کنار بگذاری، سایه خشکسالی و دورافتادگی دست از سر کپرنشینان «بشاگرد» برنمی‌دارد. کپرنشینان بشاگرد آب آشامیدنی ندارند و از کلیه‌درد می‌نالند. آن‌ها فقط باید از درد به خود بپیچند؛ چون نه چیزی برای فروش دارند و نه پولی برای درمان. هرچه هست، فقر، رنج و نداری است.

زهرا یکی از زنان کپرنشین بشاگرد است که مثل خیلی دیگر از زن‌های روستا در سن پایین ازدواج کرده و حالا شوهرش را از دست داده است. او با دست خالی مادر سه بچه است. شوهرش چهار سال پیش بر اثر مصرف بالای تریاک فوت کرد. او سواد خواندن و نوشتن ندارد و دچار کم‌خونی شدید و ضعف جسمی شده است.

زهرا از راه حصیربافی زندگی‌اش را می‌گذراند

زهرا مثل خیلی دیگر از زنان کپرنشین با حصیربافی خرج زندگی‌اش را درمی‌آورد. فقر و نداری‌اش را به حصیرها می‌بافد و هر روز پینه‌های بیشتری ظرافت زنانه را از دست‌هایش می‌ربایند. هرچند که درآمد ناچیزی دارد و برای دو روز کار، تنها ۳ هزارتومان عایدش می‌شود! او و خیلی دیگر از زنان روستا برای کسب همین درآمد ناچیز، مجبورند ساعات زیادی را ازصبح تا غروب در کوه‌ها برای جمع‌آوری برگ‌های حصیربافی بگذرانند.

زهرا ساعت‌های طولانی به کوه می‌رود تا برگ حصیربافی جمع کند

کپرنشینان از داشتن حمام، دستشویی و هر امکانات دیگری که فکرش را بکنید، محروم‌اند. ماهی ریز خشک‌شده و کنسرو لوبیا غذای اصلی‌شان است. بیشتر زن‌ها، شوهرانشان را از دست داده‌اند و تنهای تنها بار زندگی را به دوش می‌کشند.

این تصاویر را «همت‌ خواهی» (عکاس ایسنا) از روستاهای شهرستان بشاگرد ثبت کرده است.

 تعداد زیادی از دختران بشاگرد به دلیل فقر خانواده و تعصب و باورهای خاص مردان، بی‌سواد مانده‌اند و تعدادی نیز تنها در حد خواندن و نوشتن می‌دانند. فاطمه از کپر نشینان روستای «گردیوالان» تنها دوره ابتدایی را طی کرد و فقر مجال ادامه تحصیل را از او گرفت. او که در ۱۴ سالگی با پسری بیکار ازدواج کرده، حال صاحب دو فرزند پسر است.

زنی که شوهرش را دو سال پیش به دلیل بیماری از دست داده و حال سرپرستی فرزندانش را بر عهده دارد و با فقر دست به گریبان است.

فاطمه دختری ۳۵ ساله اهل روستای «گردیوالان»، کر و لال مادرزاد و از ناحیه یک چشم نیز نابیناست. او از سوی شخص یا نهادی تحت حمایت نیست. او که پدرش را سال‌ها پیش از دست داده حالا با مادر و خواهرش زندگی می‌کند.

نازنین زنی از روستای «گردیوالان» پس از مرگ شوهرش به دلیل مرض معده و اعتیاد، سرپرستی ۶ فرزندش را بر عهده دارد. فقر، امسال مسیر مدرسه رفتن دختر بزرگ او را سد کرد. نازنین می‌گوید با توجه به فقر مالی‌ام یکی دیگر از دخترانم نیز ترک تحصیل خواهد کرد.

مادر و فرزند ساکن روستای سیت بندخرس. شوهر این زن سالیان پیش فوت کرده و فرزندش دارای معلولیت ذهنی است و با این حال با دختری از روستاهای اطراف ازدواج کرده که زنش نیز دارای بیماری است و خانه نشین شده.

درد کلیه یکی از شایع‌ترین بیماری‌ها میان مردم بشاگرد است. دلیل اصلی درد کلیه در بشاگرد آب آشامیدنی ناسالم است. چند سال پیش اسحاق، دار و ندارش که دو دستگاه کامیون بود را فروخت تا زنش را از مرگ بر اثر بیماری کلیه نجات دهد، اما سکینه زن کپرنشین اهل روستای «سیت بند خرس» مدت هاست از درد کلیه به خود می پیچد، فقیر است و چیزی برای فروختن ندارد.

حصیربافی کار سخت و طاقت فرسای است که سمیه سالهاست انجامش می دهد تا با درآمد بسیار ناچیز آن (سه هزار تومان برای دو روز کار) گوشه‌ای از خرج زندگی اش را تامین کند. سمیه زن کپر نشین اهل روستای «سیت بند خرس» چند سال پیش با مردی معتاد ازدواج کرده. او می گوید دختران در روستای ما حق انتخاب ندارند. حالا او مجبور است به تنهایی بار سنگین زندگی را بدوش بکشد تا بتواند تنها شکم سه فرزندش را سیر کند.

پسر بچه‌ای ساکن روستای سیت بند خرس. ساکنان این روستا از داشتن حمام و دستشویی محرومند.

 بیوه زن جوان کپرنشین و اهل روستای سید آباد به تازگی از همسر معتاد خود جدا شده. او اکنون در کپر پدرش زندگی می کند. پدر او پیرمردی از کارافتاده است و توانایی تهیه غذا و پوشاک برای خانواده ۸ نفری اش را ندارد.

فاطمه پیرزن کپرنشین اهل روستای سید آباد هر چند روز یک بار مسیری طولانی را برای تهیه پیش برای بافت حصیر طی می کند. درآمد او از این کار مبلغی ناچیز است. ( ۳ هزار تومان در ازای ۲ روز کار) فاطمه چند ماهی است از شوهرش طلاق گرفته است. شوهرش به بهانه های مختلف او را کتک می زد و مورد اذیت و آزار قرار می داد.

زنان اهل روستای کروج کلن در حال حمل پیش برای بافت حصیر و هیزم برای پخت غذا

زن کپرنشین اهل روستای نورآباد که صاحب یک فرزند است و شوهرش دچار اعتیاد شدید،عفونت و فلج پا است. آنها هیچ گونه درآمدی ندارد و زندگی بسیار فقیرانه ای دارند.

تعدادی از زنان بشاگرد همسران خود را در دعواهای قومیتی از دست داده اند. «روزی پیردادی» زن کپر نشین اهل روستای نورآباد هجدهمین سال زندگی بدون همسر را تجربه می کند. او بی‌سواد است. همه ثروت روزی پیردادی چند بز و یک کپر است. تنها دلخوشی و یادگار او از شوهرش دختری زیبا به نام زهراست که حالا پس از ازدواج با فردی معتاد و بیکار زندگی می‌کند.

کلثوم زن کپر نشین اهل روستای نور آباد ۱۹ سال قبل همسرش را در دعوای قومیتی از دست داد. او چند سال پس از کشته شدن شوهرش با فردی متاهل ازدواج می کند، اما آن مرد پس از چندی او را برای ازدواج با زن دیگری رها کرد. حالا کلثوم در یک کپر ساکن است و از ضعف جسمی و درد معده بسیار رنج می برد.

 فاطمه دختر کپر نشین ۸ ساله اهل روستای سیت بند خرس چهار سال پیش پدرش را به دلیل بیماری از دست داد. او حالا با مادر مریضش زندگی بسیار فقیرانه ای را در خانه‌ای که فاقد حمام و دستشویی است سپری می کند.

شوهر زهرا چهار سال پیش در پی مصرف بالای تریاک فوت کرد. زهرا، این زن کپر نشین اهل روستای «سیت بند خرس» سه فرزند دختر دارد، یکی از دخترانش که ۲۲ سال داشت با مردی ۵۰ ساله و بیکار ازدواج کرد. زهرا درآمد ناچیزی ( ۳ هزار تومان برای دو روز کار) از حصیربافی دارد. او سواد خواندن و نوشتن ندارد و دچار بیماری کم‌خونی و ضعف جسمی است.

زنان کپرنشین اهل روستای سیت بند خرس از سمت راست بی بی گل، فاطمه و شهرک در حال حصیربافی برای کسب درآمدی ناچیز ( ۳ هزار تومان در ازای دو روز کار ) هستند. پای شوهر فاطمه سالهاست به دلیل مارگزیدگی مصدوم است.

تعداد زیادی از دختران در بشاگرد به دلیل نبود امکانات، فقر، تعصب و برخی اعتقادات، موقعیتی برای مدرسه رفتن نداشته اند. زهرا دختر ۱۴ ساله کپر نشین اهل روستای سرزه چارکان است که برای کسب درآمدی ناچیز (‌۳ هزار تومان در ازای ۲ روز کار ) فرصت و امکانی برای تحصیل ندارد.

نازک پیرزنی کپرنشین به همراه دخترش ساکن روستای سید آباد هستند. او به تازگی سکته کرده است. نازک به دلیل فقر توانایی مراجعه به پزشک را ندارد. ۷ سال پیش یکی از دختران نازک در حین زایمان فوت کرد، که سرپرستی دو فرزند او بر عهده نازک است. علاوه بر آن دو تن از پسران نازک نیز در دعوای قومیتی کشته شده‌اند.

پسربچه اهل روستای سیت بند خرس در حال حمل گوشت نذری به خانه است.

سکینه ساکن روستای سید آباد دارای دو فرزند معلول است و زندگی فقیرانه ای را سپری می کند. کمپوت لوبیا یکی از غذاهای اصلی مردم منطقه است.

جاده خطرناک و ناهموار که ده ها روستا را به سردشت مرکز بشاگرد متصل می کند.

اکثر مردم بشاگرد از متوتا (ماهی ریز خشک شده) تغذیه می کنند. آنها متوتا را کیلویی حدود ده هزار تومان خریداری می کنند و حدود یک هفته خود را با آن تغذیه می کنند.

دختران ساکن روستای سید آباد بخش گافر و پاراموند بشاگرد. آنها معمولا در سنین پایین ازدواج می کنند و امکان ادامه تحصیل ندارند.

زینب بیوه زن کپرنشین ساکن روستای سید آباد است. شوهر زینب ۱۵ سال پیش در دعوای قومیتی کشته شد. زینب که توانایی خواندن و نوشتن ندارد خود بار امرار و معاش خانواده اش را به دوش می کشد. زینب هر چند روز یک بار برای تهیه برگ گیاهی که با آن حصیر می بافند مسیری طولانی را در بیابان طی می کند و پس از بافت حصیر که ۲ روز به طول می انجامد آن را به قیمت ۲۵۰۰ تومان می فروشد!

این دو پسر ساکن روستای سید آباد در بخش گافر و پاراموند بشاگرد هستند. پسر کوچک حین به دنیا آمدن مادرش را از دست داد و پدرشان آنها را ترک و با زنی دیگر ازدواج کرد. آنها پس از مرگ مادرشان با مادربزرگ مادری شان زندگی می‌کنند. اما مادربزرگشان نیز به تازگی سکته کرده و در بستر بسر می برد.

زنی اهل روستای زمین حسن در بخش گافر و پاراموند بشاگرد که شوهرش درگیر اعتیاد است و فرزندش نیز دچار عقب ماندگی ذهنی است.

دخترکی ساکن روستای زمین حسن بشاگرد که سال گذشته پدرش در جاده ناهموار جانش را از دست داد و حال با مادرش زندگی می کنند. آنها در کپر زندگی می کنند و زندگی فقیرانه ای دارند.

مریم زن کپر نشین ساکن روستای زمین حسن در حال حمل کردن برگ هایی است که با آن حصیر می بافد. او برای چیدن برگ ها یک روز از صبح تا نزدیک غروب مسیری طولانی را در کوه ها طی می کند. شوهر مریم مردی از کار افتاده و معتاد است. حصیر بافتن تنها کاری است که او برای کسب درآمدی ناچیز ( ۳ هزار تومان در ازای ۲ روز کار ) انجام می دهد.

مریم و فاطمه زنان کپرنشین ساکن روستای زمین حسن، پیش ها(برگ‌های حصیربافی) را به سختی حمل می کنند. آنها برا کسب درآمدی ناچیز از حصیربافی یک روز را در کوه ها به جمع آوری پیش برای بافت حصیر سپری می کنند.

از سمت چپ سکینه و فاطمه زنان کپرنشین ساکن روستای زمین حسن، پیش ها(برگ‌های حصیربافی) را برای بافت حصیر و کسب درآمدی ناچیز آماده می کنند. پسر فاطمه چند ماه قبل در مسیر روستا با موتورسیکلت به دلیل خاکی و ناایمن بودن جاده از مسیر منحرف شده و فوت می کند. در حال حاضر همسر و فرزندان پسرش با او زندگی می کنند.

انتهای پیام/

سایت خبری بورس کلوان